همسر شهید باکری: دولت‌مردان با عدم رعایت حقوق اقوام، زمینه اختلاف را فراهم می‌کنند

یازار :

+0 به یه ن


 فاطمه چهل امیرانی همسر شهید حمید باکری گفت: من تعجب می‌کنم با این که دولتمردان می‌دانند با عدم رعایت حقوق اقوام زمینه را برای ایجاد اختلاف فراهم می‌کنند، چرا کاری برای از بین بردن ضعف‌ها انجام نمی‌دهند؟

به گزارش وب سایت دورنانیوز به نقل از نشریه دعوت، عملکرد دولت حسن روحانی نسبت به برآورده کردن وعده‌های انتخاباتی ایشان در مسائل قومی از جمله تقلیل ایجاد فرهنگستان زبان و ادب ترکی از یک طرف و ایجاد کرسی رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج، اختصاص بخشی از کتب زبان فارسی به زبان کردی و تدریس آن در سال‌های آینده و چند مورد دیگر باعث ایجاد سوالات بسیار در اذهان آزربایجانیان گردیده و حتی موضوع تبعیض دولت حسن روحانی نسبت به اقوام مطرح گشته است.

بدین منظور نشریه دعوت چاپ اورمیه مصاحبه‌ای با خانم فاطمه چهل امیرانی همسر شهید حمید باکری از سرداران رشید آزربایجانی انجام داده‌ است، که ایشان با شنیدن این موضوع که زبان و ادبیات ترکی در مدارس تدریس نمی‌شود، متعجب گردید، در ادامه، متن کامل این مصاحبه را می‌خوانید.

نظر شما در رابطه با اقوام ایرانی و نقش آن‌ها در حفظ استقلال و یکپارچگی کشور چیست؟

بنده معتقد هستم که همه اقوام ایرانی (آذری، فارس، کرد، لر، عرب، بلوچ و…) همواره در راه صیانت از استقلال، امنیت و یکپارچگی میهن اسلامی جانفشانی‌های فراوانی انجام داده‌اند. ایران و ایرانی همواره به غیرت، شجاعت و مردانگی آذریها افتخار نموده و کیست که نداند آذربایجان در راه دفاع از ایران چه فداکاری‌هایی که انجام نداده است. اقوام ایرانی فارغ از تفاوت‌های فرهنگی و زبانی در هر زمانی اتحاد، همدلی و همزبانی خود را حفظ نموده‌اند و تنها اقدامات نسجیده صورت گرفته از سوی برخی عوامل داخلی و توطئه دشمنان خارجی است که می‌تواند این اتحاد را تهدید کند.

علی رغم وعده‌های انتخاباتی دکتر حسن روحانی در خصوص تحقق مطالبات اقوام و به خصوص ترک‌های آذربایجان از جمله تحصیل به زبان مادری و تاسیس فرهنگستان زبان ترکی، اما متاسفانه هنوز هیچ یک از این وعده‌ها رنگ و بوی تحقق به خود نگرفته‌اند، به نظر شما دلیل آن چیست؟

در همایشی با عنوان اقوام ایرانی شرکت کردم که بحث کارشناسی شده به نظر بنده خیلی خوب بود. که اگر واقعا دولت‌ها به آنها عمل کنند، یقینا هیچ دشمنی یا گروهی برای خواسته‌های خود، نمی‌تواند بین مردم ایران اختلاف افکنی کند. یکی از بهترین سخنرانی‌ها را سردار شمخانی راجع به قوم عرب انجام داد. مطالباتی را مطرح کردند که بسیار بالاتر از خواسته‌های مردم بود. یا به قول معروف مطالباتی که مردم یواش بین خود می‌گویند.  یکی از این موارد راجع به زبان و فرهنگ بومی بود. و من تعجب می‌کنم با این که دولتمردان می‌دانند با عدم رعایت حقوق اقوام زمینه را برای ایجاد اختلاف فراهم می‌کنند. چرا کاری برای از بین بردن ضعف‌ها انجام نمی‌دهند؟

سوال: با وجود عدم تحقق وعده‌های دولت به مردم آذربایجان، در روزها و هفته‌های اخیر شاهد تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه سنندج، راه اندازی بخش کردی خبرگزاری دولتی ایرنا و همچنین راه یابی زبان کردی به مدارس این استان بوده‌ایم، این موضوع یعنی عدم اهتمام جدی دولت جهت حفظ و پاسداشت ترکی به عنوان زبان مادری میلیون‌ها ایرانی و در مقابل آن اقدامات ارزشمند آن جهت حفظ و پاسداشت زبان کردی، آیا نشان از وجود نوعی رفتار و سیاست دوگانه در برخورد با اقوام ایرانی نیست؟

جالبه فرهنگ و ادبیات آذری‌ها در غیر آزربایجان بخوبی جا افتاده در مجالسی که در تهران به مناسبت‌های مذهبی برگزار می‌شود حتما مداحان به آذری مدح یا مرثیه‌ای می‌خوانند. فارس زبانانی که عاشق عمق روح حیدر بابای استاد شهریار هستند و دوست دارند تا زبان آذری را یاد بگیرند. اگر مردم آزربایجان یا هر ایرانی بخواهد از فرهنگ غنی آذری استفاده کنند، بهتر است آن زبان را یاد بگیرند. اما این به معنای جدا شدن از فرهنگ ایرانی نیست. از شهریار جدا نشدن به معنای جدا شدن از حافظ نیست. این خیلی خوب است که قومیت‌های مختلف ایرانی بتوانند در کنار زبان رسمی کشور یعنی فارسی، از زبان مادری خود نیز در مدارس بهره ببرند و این برای تقویت اتحاد ایرانیان بسیار لازم و ضروری است. سوال شما بهتر است ابتدا از مسئولین و کسانی که بر روی کار هستند مطرح شود و از آنها پرسیده شود که واقعا دلیل این کار چیست؟ بنده واقعا دلیل این موضوع را نمی‌دانم!

سوال: توصیه شما به خود مردم آزربایجان برای حفظ و پاسداشت زبان و فرهنگ بومی چیست؟

با وجود اینکه ما خود اصالتا اورمیه‌ای و ترک هستیم اما به‌اجبار با پسر خود احسان باکری به فارسی صحبت نمودیم که بعدها مورد اعتراض و انتقاد او قرار گرفت که چرا مرا از زبان مادری خود محروم ساختید؟ خود او هم‌اکنون از هر طریقی سعی می‌کند تا آذری یاد بگیرد و همواره به من تاکید می‌کند که باید در خانه با نوه‌هایم به ترکی صحبت نمایم تا آنها زبان مادری خود را بیاموزند. یادم می‌آید زمانی خود ما سخت تلاش می‌کردیم تا فارسی را بدون لهجه صبحت کنیم تا مورد تمسخر دیگران قرار نگیریم، ولی اکنون به نظر بنده شرایط خیلی فرق کرده است. طبیعتا باید برای حفظ و ترویج فرهنگ‌ها و زبان‌های بومی هر منطقه‌ای چه از سوی دولت و چه از سوی خود مردم تلاش شود و آزربایجانی‌ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند.





مسعود اوزیل "شهادت سربازان تورک بدست تروریست‌ها" را تسلیت گفت + تصویر

یازار :

+0 به یه ن
مدتها است رسانه های بی شرم پانفارس مسعود اوزیل بازیکن ترک را کرد معرفی کرده واورا دشمن ترک وترکیه معرفی می کنند اما مانند همیشه واقعیت برعکس دروغگوی های پان ایرانیستها می باشد

 مسعود اوزیل، ستاره‌ی تورک‌تبار تیم فوتبال آرسنال انگلیس و تیم ملی فوتبال آلمان با انتشار پیامی در صفحه رسمی فیس بوک خود شهادت سربازان ارتش تورکیه را تسلیت گفت.

به گزارش گوناز تی وی، مسعود اوزیل با انتشار پیامی در صفحه رسمی فیسبوک خود ضمن محکوم کردن حملات تروریست‌های پ‌ک‌ک، شهادت سربازان تورک را تسلیت گفت.

در پیام مسعود اوزیل آمده است که " برای سربازانمان که در منطقه داغلیجای حکاری طی حمله تروریست‌ها به شهادت رسیدند، از خداوند طلب رحمت می کنم و به بازماندگان و خانواده‌های آنان تسلیت می گویم".

ستاره تورک باشگاه آرسنال انگلیس همچنین برای سربازان مجروح ارتش تورکیه آرزوی شفای عاجل کرده است.

در حمله‌ای که تروریست‌های پ‌ک‌ک روز گذشته در استان حکاری انجام دادند، 16 سرباز تورک به شهادت رسیدند و 6 سرباز نیز زخمی شدند. 




ودای هابیل علی یئو: خدای کمانچه شرق درگذشت

یازار :

+0 به یه ن



 

هابیل علی یئو نوازنده مشهور آزربایجانی دیروز ( ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ ) در بیمارستانی در باکو پایتخت آزربایجان شمالی چشم از جهان فرو بست.

 به نقل از سایت رسمی گاماج ، این نوازنده مشهور آزربایجان شمالی که در سن ۸۸ سالگی از دنیا رفت تبحر خاصی در نواختن کمانچه داشت. تاریخ و آرشیو موسیقی آزربایجان و جهان آثار هنری این شخصیت  به یاد ماندنی آزربایجان شمالی را هرگز از یاد نخواهد برد.  هابیل علی یئو که علاقه بسیار زیادی به آزربایجان جنوبی داشت در یکی از سفرهای آخرین خود کمانچه اش را در تبریز گذاشت و  وصیت کرده بودکه " کامانچامی تبریزده بوراخدیم بیلیرم کی بیری آیاغا قالخیب منیم یولومو دوام ائده جکدیر"  

هابیل مصطفی اوغلو علیف در ۶ خرداد ۱۳۰۶ در روستایی در منطقه آغداش جمهوری آزربایجان شمالیبه دنیا آمد.

زمانی‌که هابیل علیف در دبستان مشغول تحصیل بود احمد آغدامسکی خواننده مشهور آن زمان، اتاقی در خانه آنها اجاره کرد و این حضور و رفت‌وآمدهای آغدامسکی با دیگر موسیقیدانان سرآغاز علاقه هابیل به موسیقی شد. علاقه و کشش هابیل به موسیقی با تشویق و حمایت مادر همراه شد به گونه‌ای که بعدها در گفتگویی اعلام کرد که حضورش در دنیای هنر را مدیون دو نفر است: اول احمد آغدامسکی و دیگری مادرش نسا خانم. با تشویق‌های آغدامسکی و حمایت‌های مادر وارد مدرسه موسیقی در آغ‌داش شد و سازتار را انتخاب کرد ولی به علت ضعف جثه نمی‌توانست به درستی تار را در دست بگیرد به همین خاطر ساز کامانچارا برگزید.
۱۱ ساله بود که اولین بار در مدرسه به اجرای موسیقی پرداخت. هابیل بعد از اتمام کلاس هفتم وارد مدرسه پداگوژی شد و همزمان نیز در تئاتر دولتی درام وزیروف آغداش ساز می‌زد. در سال ۱۹۵۲ بهباکو رفت و وارد مدرسه موسیقی عاصف زینالی شد و شروع به یادگیری ظرائف مقام‌های موسیقی نزد قربان پیریمف (نوازنده تار) و خان شوشینسکی کرد. در سال ۱۹۵۳ وی وارد انجمن فلارمونیک دولتی آذربایجان شد. اولین حضور وی در تلویزیون در سال ۱۹۶۱ بود که در آنجا وی سه‌گاه را با تکنیک‌های نوینی اجرا کرد که بحث‌های بسیاری را برانگیخت.
هابیل علیف اجراهای بسیاری در ترکیه، ایالات متحده آمریکا، شوروی سابق،  آلمان، انگلستان، فرانسه، هندوستان، پاکستان، ایران، مصر، سوئد، هلند، تونس، ژاپن، سوریه و … داشته‌است. وی در سال ۱۹۵۴ ازدواج کرده و صاحب سه دختر و یک پسر است. و بالاخره در ۱۴ شهریور ۱۳۹۴  در بیمارستانی در باکو پایتخت آزربایجان شمالی چشم از جهان فرو بست.

گردانندگان سایت گاماج درگذشت شخصیت به یاد ماندنی آزربایجان شمالی را به خانواده و دوستداران هابیل علی یئو و همچنین به ملت تورک آزربایجان شمالی و جنوبی  تسلیت میگوید.




سخنان تکاندهنده دبیرستاد احیای دریاچه ارومیه:داریم خودکشی میکنیم

یازار :

+0 به یه ن


سخنان تکاندهنده دبیرستاد احیای دریاچه ارومیه:داریم خودکشی میکنیم
پخش 14 شهریور 1394 به روز رسانی 15 شهریور 1394
A A

کلانتری: اگر مردم به حقوق خود آگاه باشند، کسی نمی تواند آن ها را به دلیل حمایت از محیط زیست و درخواست احیای دریاچه ارومیه بازداشت کند/ من می دانم که ملت آذربایجان، ملت با غیرتی است، ما تقاضای همکاری می کنیم از مردم

 

به گزارش خبرگزاری نصر، «عیسی کلانتری» دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه در همایش توجیهی فرهنگیان آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به لزوم توجه به توسعه پایدار تاکید کرد و گفته است: "وقتی در برنامه توسعه سوم دولت هفتم از توسعه پایدار حرف زده شد، گفتند که این عبارتی غربی و وارداتی است و باید از برنامه حذف شود!

 

کردوانی و لزوم خشک کردن دریاچه ارومیه

وی افزوده است:"اما توسعه پایدار چه می گوید؟ در کشوری که چهار اصل توسعه پایدار رعایت نشود، آن کشور با مسئله جدی مواجه خواهد شد. از این چهار اصل، دو مورد مربوط به مسئله ای است ما نادیده گرفتیم و دریاچه ارومیه در نتیجه نادیده گرفته شدن این اصول خشک شد."

عیسی کلانتری با اشاره به اظهارات پرویز کردوانی در خصوص لزوم خشک کردن دریاچه ارومیه، گفت:" آقای کردوانی گفته بودند که دریاچه ارومیه دیگر خشک شده و باید آن را رها کرد. این حرف زمانی درست بود که دریاچه را خود طبیعت خشک می کرد، حال آنکه دریاچه ارومیه را انسان ها خشک کرده اند. ما همه دست به دست هم دادیم و دریاچه ارومیه را خشک کردیم. "

 

انسانها دریاچه اورمیه را خشک کرده اند

وی در ادامه گفت:" اولین اصل در توسعه پایدار این است کاری که انجام می شود توجیه اقتصادی داشته باشد، دومین اصل هم این است که هیچ فعالیتی نباید به محیط زیست آسیب بزند و هیچکس حق ندارد به هر دلیلی و تحت هیچ شرایطی به حقوق نسل آینده بشر تجاوز کند.در حوزه دریاچه ارومیه بطور آشکار این اصول نادیده گرفته شده است. همه این ها دست به دست هم داد تا ما دست مایه تمدن منطقه را از دست بدهیم."

 

صدها دریاچه مانند ارومیه را در زیر زمین خشک کرده ایم

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه به بحران مصرف بی رویه آب نیز اشاره کرد و افزود:" ما صدها دریاچه مانند ارومیه هم در زیر زمین داریم که آن ها را هم خشک کرده ایم!"

کلانتری ادامه داد: "سقف بهره برداری از آب های تجدید پذیر نهایتاً ۴۰ درصد است و ما جزو معدود کشورهایی هستیم که بیش از این مقدار از آب های تجدید پذیر استفاده می کنیم. در حوزه دریاچه ارومیه ۷۰ درصد و در کشور ۸۶ درصد آب های تجدید پذیر استفاده می شود."

 

داریم خودکشی می کنیم

کلانتری گفت:" امروز با تکنولوژی که قرار بود در خدمت انسان باشد، داریم خودکشی می کنیم، ما داریم با چاقوی جراحی خودمان را می کشیم. ما داریم با تکنولوژی ریشه تداوم سرزمین هفت هزار ساله را خشک می کنیم."

وی افزوده است: "این نتیجه ظاهری بحران در حوزه ای است که ۷۰ درصد منابع آب تجدید پذیرش را مصرف می کند. در خراسان رضوی بالای ۱۵۰ درصد آب های تجدید پذیر مصرف می شود؛ در اصفهان و کرمان بالای ۱۲۰ درصد، در فارس بالای ۱۰۰ درصد استفاده می شود."

 

عواقب وحشتناک خشک شدن دریاچه اورمیه

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه با هشدار نسبت به عواقب ویران گر خشک شدن دریاچه ارومیه، گفت:" دریاچه ارومیه جایی است که نمکش روی زمین است و حیات مردم را تهدید می کند و رئیس جمهور روحانی هم آگاهانه اعلام کرده است که هر چقدر لازم باشد هزینه خواهد شد تا دریاچه ارومیه احیا شود. اگر دریاچه ارومیه را احیا نکنیم، بایستی بعداً دهها برابر هزینه احیا، خسارت خشک شدن آن را بپردازیم. وقتی احیای دریاچه ارومیه به عنوان اولین مصوبه دولت مطرح می شود، یعنی دولت اهمیت این مسئله را درک کرده؛ اگر برای احیای دریاچه ۷ میلیارد دلار هزینه نکنیم، باید برای جبران تبعات آن صدها میلیارد دلار هزینه کنیم.در هشت سال جنگ تحمیلی، کلاً ۱٫۱ میلیون نفر جابجایی جمعیت داشتیم و علی رغم اینکه آن ها مردم شریفی بودند، به یاد داریم شاهد چه مشکلات اجتماعی بودیم. با خشک شدن دریاچه ارومیه دست کم ۴ میلیون نفر مجبور به مهاجرت خواهند بود. کجا؟ این مردم کجا و با چه امکاناتی بروند؟"

 

تبریز متروکه می شود

کلانتری با انتقاد شدید از عدم هماهنگی و همکاری مدیران استانی با ستاد ملی احیا، گفت:" وقتی من آذری (آذربایجانی) مقیم آذربایجان، فرماندارم، استاندارم، معاون استاندارم، روئسای سازمان هایم، مدیران کل ام و… بی تفاوت به مسئله احیای دریاچه ارومیه نگاه کنیم، چه انتظاری باید داشته باشیم از دیگران؟

کلانتری تاکید کرد: "آذربایجان شرقی بازنده اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه است و بیشترین آسیب ها و تخریب های خشک شدن دریاچه ارومیه متوجه این استان خواهد بود و تبریز را تبدیل به شهری متروکه خواهد کرد. ما از مسئولان آذربایجان شرقی انتظار داریم ۱۰ برابر آذربایجان غربی برای احیای دریاچه ارومیه تلاش کنند.اگر مردم وارد کار نشوند، کار بسیار مشکل خواهد شد. اگر همت و غیرت داشته باشیم، دریاچه ارومیه احیا خواهد شد، این همت و غیرت در دولت هست، دولت هیچ محدودیتی برای طرح های نجات بخش دریاچه ارومیه قائل نشده است. به والله دولت با هیچ درخواست ستاد احیا تا کنون مخالفت نکرده است، علی رغم اینکه هیات دوات موضوعات بسیاری را در دستور کار دارد، با درخواست های ستاد احیا موافقت کرده و حداکثر در طی یک هفته مسئله در هیات دولت مطرح و تصویب شده است."

 

مدیران استانی همکاری نمی کنند

کلانتری ادامه داد: "گله من از مسئولین اجرایی استان ها است؛ احیای دریاچه ارومیه در برنامه مسئولین استانی جایگاهی ندارد، مدیران استانی فکر می کنند ستاد احیا منبعی برای تامین کسری بودجه دیگر بخش های آن هاست. ما برای احیای دریاچه ارومیه نیاز به پشتیبانی مسئولین استانی داریم. رئیس جمهور تا کنون چهار بار با شخص من تندی کرده از نتایج طرح های احیای دریاچه سوال کرده است."

 

در دولت احمدی نژاد مدافعان دریاچه ارومیه ضد انقلاب معرفی شدند

کلانتری در ادامه با بیان اینکه شهروندان باید توسط سازمان های مردم نهاد توجیه شوند و مردم باید حقوق خود را مطالبه کنند، گفت:"دولت وظیفه دارد برنامه های مصوب ستاد احیای را اجرا کند و مردم هم باید حقوق شهروندی خود را مطالبه کنند و اگر مردم به حقوق خود آگاه باشند، کسی نمی تواند آن ها را به دلیل حمایت از محیط زیست و درخواست احیای دریاچه ارومیه بازداشت کند؛ مثل دولت احمدی نژاد که کسانی را که به طور سمبلیک یک لیوان آب به دریاچه ارومیه آب ریختند بازداشت کرده و برچسب ضد انقلابی بودن زد."

 

دریاچه حتما احیا خواهد شد

وی در ادامه با ابراز امیدواری نسبت به احیای دریاچه ارومیه افزود:" من ۹۹ درصد اعتقاد قلبی دارم که پس از همه این تلاش ها دریاچه ارومیه می تواند احیا شود؛ چه از نظر اکولوژیکی، چه از نظر زمین شناسی. اما به شرطی که همه افراد مسئول و مردم پای کار بیایند. ما باید سهم دریاچه ارومیه را برگردانیم. در سال های گذشته سالانه ۲ میلیارد متر مکعب از سهم دریاچه ارومیه در کشاورزی و جاهای دیگر مصرف شده و همین عامل خشک شدن آن است."

 

ظهور گردو غبار نمکی و افزایش بیماریها در آذربایجان

کلانتری در ادامه با تاکید بر تقویت روح مطالبه گری مردم، گفت: از ما بخواهید و بپرسید که چرا دریاچه ارومیه خشک شد؟ چرا برنامه های احیا به سرعت اجرا نمی شود؟ چرا گرد و غبارهای نمکی بلند شده؟ چرا فشار خون مردم تبریز ۰٫۱ درصد افزایش پیدا کرده است؟ چرا بیماری های جدید شیوع پیدا کرده است؟ چرا زنبورهای عسل بی خاصیت شده اند؟ "

 

دولت با همه طرحهای ستاد موافق است

وی در ادامه باری دیگر به عدم همکاری مناسب مسئولین استانی با ستاد ملی احیا اشاره کرد و گفت:" مگر از دولت برای احیای دریاچه ارومیه چه می خواهیم؟ پول هست، اختیارات کامل هست، اما من بی عرضه به اتفاق یک مشت مدیر بی کفایت که اصلاً برنامه ای به نام احیای دریاچه ارومیه را قبول ندارند، این وضع را پدید آورده ایم. همین وزارت نیرو که باید در ماه شهریور ۱۰۰ میلیون متر مکعب از سد بوکان را به دریاچه ارومیه سرازیر می کرد، هنوز دارد مقاومت می کند؛ چرا؟جالب هست که حجم آب پشت سد هم اکنون ۳۶۰ میلیون متر مکعب است و سال گذشته این مقدار ۸۰ میلیون متر مکعب بوده و با همان مقدار امورات منطقه حل شده، اما با این حال هنوز هم مسئولان وزارت نیرو از رهاسازی آب پشت سد به دریاچه جلوگیری می کنند. "

 

افراد احمدی نژاد دارند مانع می شوند

وی تصریح کرد: "ظاهراً کسانی در منطقه تصمیم ساز هستند و احتمالا به دولت احمدی نژاد متصل هستند و نمی خواهند دریاچه ارومیه احیا شود."

کلانتری گفت: "چطور ممکن است مدیری در برابر مصوبات ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه مقاومت و سرپیچی کند؟ چرا سهم دریاچه را نمی دهند؟ چرا کارشکنی می کنند؟ ظاهراً در برنامه مدیران منطقه احیای دریاچه ارومیه جایگاهی ندارد. ۲۰ میلیون متر مکعب برای پایاب سد بوکان کافی است، چرا سهم دریاچه را نمی دهند؟ "

 

چرا مقامات قضایی استان با دزدان اب برخورد نمی کنند؟

وی ادامه داد: "چرا با دزدان آب برخورد نمی کنید؟ چرا با کسانی که به صورت غیر مجاز از آجی چای آب برداشت می کنند برخورد نمی شود؟ چرا رئیس دادگستری استان سکوت کرده و با این تخلفات برخورد نمی کند؟ من آذربایجان را و ایران را بیشتر از خودم دوست دارم؛ من حق ندارم خیانت کنم؛ من حق ندارم اهمال کاری کنم. که چه شود گفته شود فلانی گذران زندگی اش با آب غیر مجاز است و نباید با او برخورد کنیم؟ تخلف تخلف است چه فرقی دارد؟"

دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه در پایان با تاکید بر اینکه دریاچه ارومیه قابلیت احیا دارد، گفت:" دولت به تنهایی نمی تواند دریاچه را احیا کند، مردم به تنهایی نمی توانند دریاچه را احیا کنند، سازه و سخت افزار به تنهایی نمی تواند و همه این ها باید دست در دست هم بگذارند تا دریاچه احیا شود."

 

ملت آذربایجان ملت با غیرتی است

کلانتری گفت:" من می دانم که ملت آذربایجان، ملت با غیرتی است. ما تقاضای همکاری می کنیم از مردم. من امروز قسم می خورم هر مدیری که از این پس در راه احیای دریاچه ارومیه بایستد و کارشکنی کند به مردم معرفی خواهم کرد. ما داریم زمان را از دست می دهیم. اگر وضعیت فعلی دریاچه حفظ نشود، دیگر دریاچه ارومیه قابلیت احیا نخواهد داشت."





ازدواج وعشق به محارم میراث آریایی ادلف هیتلر

یازار :

+0 به یه ن
در ایران پان ایرانیستها از آدلف هیتلر رهبر جنایت کار آلمان نازی یک بت ساخته اند واین شخصیت منفور را در حد پرستش می ستایند
جالب است بدانید هیتلر شخصیت اخلاقی قابل قبولی نداشت در عرصه سیاست نژادپرستی و دروغ و خشونت سه اصل اساسی سیاستهای او را تشکیل میدادند
ودر زندگی شخصی علارغم تبلیغات دستگاه تبلیغی نازیسم که از او یک قدیس ساخته اند ومتاسفانه ذهن بیمار پان ایرانیستهای وطنی با گذشت سالهای زیاد از ان دوران هنوز این تبلیغات را باور دارد . وی انسان متعهدی نبود و این دلیل عدم ازدواج وی تا روزهای پایانی عمرش بود وی همچنین دراواخر عمر خود معتاد به انواع مواد مخدر از جمله کوکائین بود.
متاسفانه وی مبتلا به یک عمل  رذیلانه دیگر نیز بود عشق به محارم گویا عشق به محارم میراث اریائی هیتلربود که از کوروش وداریوش هخامنشی به وی ارث رسیده بود در زیر به معشوقه های ادلف هیتلر می پردازیم.

به نظر می رسد بزرگ ترین عشق هیتلر از میان محارم انتخاب شده است. او عاشق آنجلیا گیلی رابوال، دختر خواهر ناتنی خود شد. احتمالا، رابطه آنها....

 با وجود آنکه امروز، آدولف هیتلر را مظهر شرّ مطلق می دانند، او زندگی عاشقانه ای را نیز سپری کرد. او در طول زندگی خود، به چندین زن علاقه مند شد (یا آن طور که از روایات و شایعات بر می آید). البتّه، مشهورترین این زنان، معشوقه طولانی مدّت او، که به سختی یک روز هم همسر او شناخته می شد، اوا براون بود. او نیز مدّت کوتاهی پس از عروسی و خودکشی آدولف، خود نیز خودکشی کرد. امّا، او تنها یکی از زنان حاضر در زندگی آدولف هیتلر بود ...

1
در عکس- آدولف هیتلر و اوا براون را در روز عروسی شان نشان می دهد، که تبدیل به روز مرگ آنها نیز شد.
[/rtl]
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[rtl][size][font][size][font]
2
میتزی ریتِر: عشق ابتدایی آدولف. میتزی شانزده ساله بود که رابطه عاشقانه ای را با آدولف هیتلر سی و هفت ساله آغاز نمود. این اتفاق در سال 1926 روی داد. هیتلر به او قول ازدواج و داشتن فرزند را وعده داد، امّا بعدا به او گفت که به دلیل یک ماموریت حیاتی باید او را ترک کند و انجام آن کار در درجه نخست قرار دارد. میتزی، در نا امیدی تمام و به دلیل بی توجهی آدولف به خودش، سعی کرد با آویزان کردن خود، جان خود را بگیرد، امّا جان سالم به در برد و همسر یک افسر اس. اس شد. پائولا هیتلر، خواهر آدولف هیتلر، بعدها اظهار داشت، تنها کسی که می توانست از تبدیل شدن آدولف به یک هیولا و دیکتاتور جلوگیری نماید، میتزی بود.
[زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[
3
گیلی رابوال، خواهرزاده آدولف هیتلر بود. به نظر می رسد بزرگ ترین عشق هیتلر از میان محارم انتخاب شده است. او عاشق آنجلیا گیلی رابوال، دختر خواهر ناتنی خود شد. احتمالا، رابطه آنها زمانی آغاز شد که آنجلیا به سن هفده سالگی رسید. هیتلر دایی قدرتمند و سلطه گری بود که سراسر عشق و تفاهم و درک بود. امّا در حقیقت، او آنجلینا را محبوس نگاه می داشت؛ یا در آپارتمان خود در مونیخ یا ویلای شخصی هیتلر در بِرچیستیگادِن. برخی بر این باورند که آنجلیا هیچ احساسی به او نداشته است.

زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[

4
جنازه عشق زندگی هیتلر، یعنی رابوال، در سال 1931 و در سن 23 سالگی، در آپارتمان هیتلر در مونیخ با زخم گلوله ای که به سینه او خورده بود پیدا شد. علّت مرگ او را خودکشی اعلام کردند، امّا برخی اعتقاد دارند که دیکتاتور آینده آلمان، پس از مشاجره ای که با او درباره رفتن به وین داشته، وی را به قتل رسانده است. یک گلوله از سلاح شخصی هیتلر، یعنی "والتر"، شلیک شده بود. پژوهشگران بر این باورند که پس از مرگ آنجلیا، همراهی کردن هیتلر بسیار سخت شد؛ او به دیگران اجازه نمی داد تا خیلی به او نزدیک شوند. عکاس شخصی هیتلر، بعدها در خاطر خود نوشت: این مرگ، روح هیتلر را نیز درگیر خود کرد، و دانه ای شد که بعدها منجر به رفتارهای غیر انسانی در او گشت.
[
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1

5
ایرنا هانفینشتیگل: خواهر یکی از دوستانش. پس از کودتای شکست خورده سالن بییِر در سال 1923، شایعاتی مطرح شد که هیتلر، رابطه کوتاه مدّتی را با ایرنا هانفینشتیگل، خواهر بزرگتر دوست خود ارنست هانفینشتیگل، داشته است. با این وجود، منابع دیگر اظهار می دارند که خوش و بِش او با ایرنا را نباید زیاد جدّی گرفت و رابطه ای معنادار را میان آنان، واقعی دانست. در این عکس- خلبان شخصی هیتلر و ارنست هانفینشتیگل (سمت راست) ریالدر طول مبارزات انتخاباتی، به تصویر در آمده اند. 

l
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[rtl][size][font][size][font]
6
رینت مولر- یک آریایی ایده آل، که به طور فزاینده ای در میان نازی ها محبوب بود و او را زن ایده آل آریایی می نامیدند. او جایگزین مناسب و معقول مارلین دیتریچ به شمار می آمد، که از نازی ها حمایت نکرده و به هالیوود پیوست. با این وجود، رینت مولر نیز مشتاق به ساخت فیلم برای افزایش شهرت حزب نازی نبود. مطابقات با روایات و شایعات موجود در این باره، او تحت فشار ثابت و مداوم قرار داشت و از او خواسته بودند تا از عاشق یهودی خود جدا شود.

[/
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[
7
در سال 1937، مولر از پنجره یک هتل سقوط کرد. امّا مشخص نیست که آیا قتل بوده، خودکشی کرده، یا تصادفا اتفاق افتاده است. او در آن زمان سی و یک سال سن داشت. مطابق با دیدگاه کارگردان آلمانی، آدولف زیسیلیرا، مولر اعتراف نمود که مدّت کوتاهی را با هیتلر بوده است. او اظهار داشت که دیکتاتور آلمانی بر روی زمین می افتاد و از مولر تقاضا می کرد تا او را کتک بزند- تنها این کار موجب تحریک جنسی او می شد. سقوط او از پنجره، چند روز پس از یک چنین گفتگویی رخ داد. شاهدان عینی اظهار داشتند که تنها چند ثانیه قبل از سقوط مولر از پنجره، ماموران گشتاپو از نظرها پنهان شدند.

زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[
8
اینگا لی- یک خودکشی دیگر. هیتلر یکی از طرفداران برجسته اینگا لی به شمار می رفت. او همسر یکی از مقامات حزب نازی، رابرت لیا، بود. شایعاتی وجود داشت که هیتلر، یکی از پرتره های او را بر دیوار اتاق نشمین یکی از آپارتمان هایش آویزان کرده بود. با این وجود، هیچ دلیل قطعی وجود نداشت که بین آنها ارتباط عاطفی و عاشقانه وجود داشته است. اینگا لی در سال 1942 خودکشی کرد. علّت آن احتمالا مصرف داروهای ضد افسردگی بوده است که به خاطر کار شدید مصرف می کرد. به گونه ای که به آنها شدیدا وابسته شده بود.

زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[
9
یونیتی میتفورد- رز انگلیسی فوهرِر. سوسیالیست بریتانیایی، یونیتی میتفورد، در اواسط دهه 1930 میلادی به مونیخ مهاجرت کرد و به سرعت وارد حلقه نزدیک به هیتلر شد. نام وسط او "افسانه شمال اروپا" بود، و هیتلر علاقه شدیدی به افسانه های اسکاندیناوی داشت. بعدها هیتلر او را "نمونه کامل یک زن آریایی" نامید.
[/font][/size][/font][/size][/rtl]
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[rtl][size][font][size][font]
10
رقیب اوا. اوا براون به ارتباط نزدیک و صمیمی هیتلر و یونیتی میتفورد بسیار حسادت می کرد. ایوا براون در دفتر خاطراتش اینگونه نوشته است: "نام میانی او "افسانه شمال اروپا"، در میان آلمانی ها بسیار محبوب بود و او را زن زیبا و شایسته ای می دانستند. او معشوقه بزرگ ترین مرد آلمان و جهان بود و من مجبور به پذیرش این حقیقت بودم که دیگران به من می خندند". پس از اینکه او قصد خودکشی داشت، هیتلر بیشتر به او توجه کرد. در عکس- یونیتی میتفورد (سمت چپ) را با خواهرانش می بینید. این عکس در سال 1932 انداخته شده است.

زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[
11
خیانت عاشقانه. هنگامی که بریتانیا اعلان جنگ بر علیه آلمان کرد، میتفورد بسیار غمگین شد و با هفت تیری که دسته اش مزیّن به مروارید بود و هیتلز به او هدیه داده بود، خودکشی کرد. او از این حادثه جان سالم بدر برد و به انگلستان بازگشت، امّا هرگز به طور کامل بهبود نیافت. در سال 1948، به دلیل عوارض ناشی از باقی ماندن گلوله در سرش از دنیا رفت. امکان جراحی و برداشتن گلوله وجود نداشت. در تصویر- یونیتی میتفورد (نفر دوم از سمت چپ)، در جشن کریسمسی که در سفارت آلمان در لندن و در سال 1938 برگزار شد، دیده می شود. جشنی که توسط جامعه آلمانی ها و انگلیسی ها برگزار گردید.

[/font][/size][/font][/size][/rtl]
زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1
[rtl][size][font][size][font]
12
فرزند مادر آدولف هیتلر؟ در سال 2007، مقاله ای در مجله انگلیسی "سیاستمداران جدید" به چاپ رسید؛ این مقاله ادعا کرد که میتفورد هنگام جدا شدن از هیتلر باردار بوده است و پس از بازگشت از آلمان، در یک بیمارستان در لندن زایمان کرده و فرزند خود را به دنیا آورده است. مطابق با اظهارات نویسنده این مقاله، خانواده ای این کودک را به فرزندی قبول می کنند. در عکس: یونیتی میتفورد و خواهرش دیانا میتفورد (همچنین طرفدار فاشیست ها و فردی ضدّ یهود) همراه با دو کودک، 1935.
[/font][/size][/font][/size][/rtl]
 زندگی عاشقانه آدولف هیتلر! (+عکس) 1





آیلان قربانی زیاده طلبی تروریزم کثیف کرد وفاحشه های بزک کرده تروریزمکرد و توهین بی شرمانه روزنامه قانون

یازار :

+0 به یه ن
شهرکوچک مرشد پینار به عربی عین العرب شهری در کنار مرزترکیه می باشد اکثریت مردمان این شهر را ترکمنان واعراب تشکیل می دهند واقلیتی کرد وآسوری نیز در ان زندگی می کنندبعد از تحولات سوریه و فروپاشی ثبات در این کشور تروریزم بی شرم وبی هویت کرد از این آشوبها استفاده کرده واجرای رویای تشکیل کردستان جعلی جدیدی راباکمک غرب در سوریه راکلید زدند اما گروه تروریستی دیگری که از افراطیون وهابی تشکیل شده بود و رویایی جعلی مثل تروریستهای کرد داشتند نیز مانع این توهم شدند . این دوگروه منفوردر شهرمرشد پینار به هم رسیدند تروریستهای بی هویت کرد که از بیچارگی وبی چیزی نام آلمانی تعریب شده کوبانی(کمپانی را بر این شهر گذاشته بودند)با حمایت تبلیغاتی غرب وارد کار زار با داعش در این شهر شدند  وترکمن ها واعراب را از این شهر راندنند تا به اهداف شوم خود برسند وگریلاهای بادکنکی خود را جای پهلوانان جا زدند وبا بی غیرتی وبی شرمی تمام پشت زنان بزک کرده سلاح بدست پنهان شده وزنان خودرا دست مایع مجلالات مدو......کردنداما از یک سو نتیجه تروریزم کردی و وهابی برای مردمان سوری آورگی میلیونها سوری در سراسر جهان شدماحصل این آوارگی ونمونه این اوارگی که مصبب اصلی ان تروریزم کثیف کرد می باشد کشته شدن کودک مظلوم ترکمن در سواحل ازمیر ترکیه در اثر غرق شدن می باشد.
اما در داخل کشوربیشرمان پان ایرانیست که ترکها وپیشرفت ترکها خارچشم این بی شرمان شده است شروع به اهانت وفحاشی بیه ترکها کرده واز تروریستهای بین المللی که هر روزدر مرزهای کشورمان جوانان برومند مرزبان ترک فارس و... راشهید می کنندرا جای قهرمانان جا می زنند وفاحشه های بزک کرده راجای زنان غیور وبا شرف معرفی کرده وآبروی زنان باغیرت مسلمانان رابرده وناموس اکراد را حراج مطبوعاتی میکنند.
در جدیدترین رفتار بی شرمانه این مریض احوالها کاریکاتور توهین امیز روزنامه قانون  قرار می گیرد که اهانت به ترکان رابه عوج رسانه است .این عمل این روزنامه مصداق جرم سیاسی واهانت به یک ملت می باشد وهمچنین حمایت وقهرمان سازی از تروریستها نیز جرمی دیگر است
امید وارم برادران ترک و فارس با درایت تمام در مقابل این بی شرمی ها ایستاده ومانع ازتکرار این حوادث شوند

کارکاتور نشر شده در شماره 605 روزنامه قانون
جالبه که تصویراین کودک مظلوم ترکمن
در آغوش سرباز ترک حذف شده و تو تمام روزنامه ها گزارش نویسی او به صورت موذیانه بزرگنمایی شده و این نیت پلیدکار ناخوشایند توسط روزنامه قانون به اوج خود رسیده. سواستفاده از این چیزها به نفع اغراض سیاسی خیلی بده .




صادرات سیستم های تولیدی راکتسان به لهستان

یازار :

+0 به یه ن


صادرات سیستم های تولیدی راکتسان به لهستان

قرارداد همکاری در زمینه صادرات سیستم های راکتسان به لهستان بین این شرکت و شرکت WZL۱ لهستان به امضا رسید

موشک های Cirit و UMTAS تولید شده در راکتسان ترکیه در پلاتفرم های مختلف نیروهای مسلح لهستان تعبیه خواهند شد. 

قرارداد همکاری در این زمینه بین شرکت راکتسان و شرکت WZL۱ لهستان به امضا رسید.

"ارگودر توپباش" معاون رئیس هیأت مدیره راکتسان اظهار داشت، در نتیجه این قرارداد خواهیم توانست به کشورهای دوست و متفق سوم نیز تولیدات و سیستم های راکتسان را صادر کنیم.





آذری یا ترک؟

یازار :

+0 به یه ن


توضیح : در این نوشتار از به کار بردن کلمۀ « ملّت » به دلیل تداعی معنای تابعیّت یک کشور، خود داری شده و واژۀ « قوم » به جای آن استفاده گردیده‌است . 

پیشگفتار : از دوران پهلوی تاکنون در باره‌ی قومیت مردم ترک‌زبان آذربایجان بحث‌های زیادی صورت گرفته است. عده‌ای با تکیه بر نظریۀ آذری، مدعی شده‌اند که مردم آذربایجان آریائی‌نژاد هستند و قومیت‌شان نیز آذری است. اینان زبان ترکی را زبانی بیگانه و حاصل حکومت‌های ترک و مغول دانسته و لذا تلاش‌های فراوانی در راستای نابودی زبان ترکی و جایگزینی فارسی با آن انجام داده‌اند که از مهم‌ترین آنها می‌توان به آموزش اجباری زبان فارسی و ممنوعیت تدریس زبان ترکی اشاره کرد. ذکر نکردن شماری از مهم‌ترین حکومت‌های ترک در کتب تاریخی و بی‌هویت دانستن ترک‌ها از جمله اقدامات این عده است. این روند بر بخشی از جامعه نیز اثر گذاشته و منجر به ترک‌ستیزی گسترده در ایران گردیده است تا جایی که شماری از ترک‌های ایرانی از سخن گفتن به زبان ترکی و ترک نامیدن خود واهمه دارند. لذا بررسی دقیق و موشکافانۀ این موضوع اهمیت فراوان دارد. به همین منظور در این نوشتار کوشیده شده برخی از ابعاد این مطلب بیان گردد تا نتیجه‌ای مناسب گرفته شود.

چرا تحقیقات ژنتیکی نمی‌تواند ملاک باشد؟

نخستین مطلبی که در بررسی قومیت باید در نظر داشت عوامل مؤثر در تعیین آن است. این عوامل به ترتیب اهمیت عبارتند از : زبان، مذهب، اخلاق، فرهنگ و ژنتیک.

انکار‌کنندگانِ ترک بودنِ مردم آذربایجان برای اثبات ادعای خود، بر عامل آخر تأکید ورزیده و تحقیقات ژنتیکی را مورد استناد قرار می‌دهند. آنان ادعا دارند که چون مردم ایران از نظر ژنتیکی نزدیک‌اند پس مردم آذربایجان ترک نبوده، بلکه آریایی‌تبارانی‌اند که ترک ‌زبان شده‌اند.

در پاسخ به این ادعا باید در نظر داشت که اولاً نژاد خالص وجود ندارد و در طول تاریخ ایران اقوام زیادی در یکدیگر آمیخته شده‌اند و لذا تصور نژادی واحد برای مردم ایران امری بی‌اساس است. ثانیاً تحقیقات ژنتیکی در واقع نشان داده که مردم خاورمیانه از نظر ژنتیکی نزدیک‌اند. اصولاً مردم یک منطقۀ محدود جغرافیایی از نظر ژنتیکی به هم نزدیک می‌شوند؛ برای مثال تاجیکان آسیای میانه از نظر ژنتیکی به ازبک‌ها نزدیک‌اند در حالیکه از نظر قومیت با فارس‌های ایران مشترک هستند. لذا نزدیکی ژنتیکی ترک‌های ایرانی با فارس‌ها نمی‌تواند دلیل بر آریایی بودن ایشان باشد، چرا که آمیختگی نژادی امری دو طرفه است و همانگونه که ریشۀ برخی از ترک‌ها به فارس‌ها می‌رسد، ریشۀ برخی از فارس‌ها نیز به ترک‌ها باز می‌گردد که حاصل ده‌ها قرن همزیستی این دو قوم است. ثالثاً تحقیقات نشان داده که ساکنان آذربایجانِ ایران از نظر ژنتیکی با مردم قفقاز نزدیکی بیشتری دارند تا با ساکنان قسمت‌های مرکزی ایران.

تحقیقات اخیر دانشمندان اروپایی از جمله پروفسور « ماریو آلینی » با قطعیت نظریۀ آریایی را رد کرده و نشان داده که متکلمان زبان‌های اروپایی، از دوران پارینه ‌سنگی ساکن آن قاره بوده‌اند.

واژۀ « آذری » اشتباه است؟!

اگر کلمۀ آذری در واقع مخفّف کلمۀ آذربایجانی است( در نظر بگیریم در آنصورت باید خری را مخفف خراسانی و .... بگیریم!! ) و در اصل مفهوم « اهلِ آذربایجان » را می‌رساند که می‌تواند همۀ اقوام ساکن آذربایجان را شامل گردد؛  ولی معتقدان به نظریۀ زبان آذری این واژه را به جای عنوان « ترک آذربایجانی » استفاده کرده و هویت ترکی ساکنان آذربایجان را انکار می‌نمایند. جالب آنکه این عده از یک طرف آذربایجان بودنِ آذربایجان شمالی را قبول نداشته و آنجا را « آران » می‌خوانند و از طرف دیگر مردم آنجا را آذری عنوان می‌کنند!

نسبت دادن واژۀ آذری به ترک‌های ایرانی، هم از نظر تاریخی و هم از نظر زبان ‌شناسی اشتباه است! در کتاب‌های تاریخی گذشته، هرگز هیچ قومیتی « آذری » عنوان نشده، بلکه مردم ایران « ترک » و تاجیک ذکر شده‌اند (مثلاً در جهانگشای نادری آمده : « اهالی ایران » نیز از خرد و بزرگ و تاجیک و « ترک » فدویانه نقد جان در راه او می‌باختند.)

از نظر زبان‌ شناسی نیز کلمۀ آذری هم از نظر ساختاری و هم از نظر معنائی اشتباه است : آذر (به معنای آتش) + یای نسبت = آذری (آتشی!!!)

آیا زبان ترکی با تشکیل حکومت‌های غزنوی و سلجوقی وارد ایران شد؟

تاریخ ‌نویسان معاصر ایرانی غالباً ورود ترک‌ها به ایران را مقارن با ظهور غزنویان و آل سلجوق می‌دانند و معتقدند که این سلسله‌ها موجب رواج زبان ترکی در آذربایجان شده‌اند. در پاسخ به این ادعا باید در نظر داشت که اولاً اسناد معتبر تاریخی (تاریخ ابن‌خلدون، تاریخ طبری، دیوان لغات‌الترک، تاریخ قم و ...) حضور ترک‌ها را در بخش‌های وسیعی از نواحی داخلی ایران پیش از تشکیل حکومت غزنوی تأیید می‌کنند. ثانیاً زبان رسمی و اداری حکومت‌های غزنوی و سلجوقی، فارسی دری بوده و اگر قرار می‌بود که این حکومت‌ها زبانی را گسترش دهند، طبعاً می‌بایست زبان فارسی را گسترش داده باشند. ثالثاً در زمان قدیم به علت نبود وسائل ارتباط جمعی و عدم گسترش سواد، تغییر زبان مردم یک منطقه کاری بسیار دشوار بوده و علاوه براین به دلیل نقش تعیین کنندۀ مذهب در اتحاد یک سرزمین نیازی به گسترش زبانی خاص نبود.

ذیلاً بخشی از اسناد تاریخی که بر حضور دیرینۀ ترک‌ها در ایران دلالت دارند آورده شده‌است :

- « و فی هذه السنه غزا الجراح بن عبدالله الحکمی و هو امیر علی ارمینیه و آذربایجان ارض الترک ففتح علی یدیه بلنجرم و هزم الترک : و در این سال جراح بن عبدالله الحکمی جنگ کرد. او امیر ارمنستان و آذربایجان سرزمین ترکان بود. وی بلنجرم را با دستان خویش فتح کرد و ترکان را شکست داد.» (طبری ج ۵ ص ۳۶۸) [تأیید حضور ترکان در آذربایجان در سال 104 هجری و آذربایجان را سرزمین ترک نامیدن]

-  « بسیاری از ترک‌ها قزوین را مرز سرزمین ترکان می‌دانند. قم (قوم) در ترکی به معنای ماسه است و دختر افراسیاب در آنجا به شکار می‌رفت. (دیوان لغات الترک، ترجمۀ فارسی، ص۵۰۲)

- اسدی طوسی مؤلف کتاب لغت فرس اسدی در توضیح کلمۀ پالیک می‌نویسد: « پای‌افزار بُوَد، به آذربایجان چارق خوانند.» (لغت فرس، ص۲۷۷) [چارق یا چاریق لغتی ترکی به معنای کفش است.]

در واقع این اسناد حضور دیرینۀ ترکان در بخش وسیعی از ایران و رایج بودن زبان ترکی در آذربایجان را ثابت می‌کنند. (این مسئله به معنای نفی حضور اقوام دیگر در این سرزمین‌ها نیست.)

چرا هویت ترکان ایرانی با روی ‌کار آمدن سلسلۀ پهلوی انکار شد؟

تأسیس سلسلۀ پهلوی فصل نوینی را در تاریخ ایران رقم زد و تحولات بزرگی را موجب شد. یکی از بزرگترین دگرگونی‌ها که تأثیر بسیاری بر جامعه گذاشت تکیه بر ملی ‌گرایی افراطی (که به شکل آریا گرایی خود را نشان داد) بود. پیش از آن مذهب نقش اصلی را در ایجاد اتحاد میان اقوام ایران ایفا می‌نمود، ولی عواملی چند از جمله تقلید از اروپائیان (که آن زمان به شدت دچار ناسیونالیسم و نژاد پرستی بودند) موجب اصل قرار دادن ملی ‌گرایی در حکومت پهلوی شد. تحریف گستردۀ تاریخ و آریائی دانستن مردمان ایران از نتایج این امر بود که نظریۀ آذری را نیز حمایت نمود.

تحت تأثیر تحولات جهانی قرن بیستم، ملی‌گرایی در مصر به شکل پان‌ عربیسم، در ترکیه به شکل پان ‌ترکیسم و در ایران به شکل پان ‌ایرانیسم (که در واقع پان ‌فارسیزم است) خود را نشان داد. نژاد پرستی و سرکوب حقوق قومیت‌ها که با هدف حفظ یکپارچگی ارضی صورت می‌گرفت از اصلی‌ترین ویژگی‌های این جریانات در خاور میانه بود.

جریان آریا گرایانۀ دورۀ پهلوی بسیاری از اقوام ساکن ایران را به دلیل شباهت زبانی و فرهنگی به سادگی آریایی قلمداد نمود، ولی آریایی دانستن ترکان ایرانی که زبانشان به کل متفاوت از فارسی است، نیازمند بهانه‌ای دیگر بود. جریان پان‌ترکیسم در ترکیه شکل گرفته و اندیشۀ اتحاد ترکان را تبلیغ می‌کرد و طبعاً به آذربایجان نیز توجه داشت. لذا از دید روشنفکران ایران‌گرای آن زمان خطری بزرگ یکپارچگی ایران را تهدید می‌نمود که برای دفع این خطر نظریه آذری به دست « سید‌ احمد کسروی تبریزی » ابداع گردید و با استقبال شدید حکومت پهلوی و روشنفکران جامعه که اندیشه‌ های نژادپرستانه داشتند، مواجه شد. بر اساس این نظریه زبان ترکی زبانی بیگانه و بدون ریشۀ تاریخی در ایران قلمداد گردید و نتیجتاً هویت ترکان ایرانی زیر سؤال رفت و بسیاری از حقوق اساسی‌شان پایمال شد.

نظریۀ کسروی در بارۀ زبانی فرضی است که پیش از ترکی در آذربایجان بدان تکلم می‌شد. این نظریه دارای ایرادات آشکار بسیاری است و در بارۀ آن بحث‌های زیادی صورت گرفته‌است؛ اما مسئلۀ اصلی این است که به کمک این نظریه ترکان ایران، آذری نامیده شده و آریایی فرض می‌شوند، در حالیکه یک نظریۀ زبان‌شناسیِ تاریخی نمی‌تواند قومیت را تعیین کند، و عوامل تعیین قومیت که قبلاً به آنها اشاره شد، همگی بر اساس واقعیات کنونی هستند و نه تاریخ گذشته. علاوه بر این مستندات تاریخی بسیاری بر ترک بودن بخش بزرگی از مردم ایران دلالت دارند و ساکن شدن ایل‌های ترک در ایران در طی ده‌ها قرن به صراحت در منابع تاریخی ثبت گردیده که خود حاکی از نادرستی آریایی فرض کردن ترک‌زبانان ایران حتی بر اساس تاریخ است.

آذری نامیدن ترکان ایران هم بر اساس واقعیّات امروزی و هم بر اساس تاریخ، نادرست و انکار هویت است. آذری نامیدن ترکان ایرانی امری مغرضانه است که در راستای سیاست‌های نژادپرستانۀ حکومت پهلوی رایج گردید و بهانه‌ای برای سرکوب حقوق ترکان از جمله حقّ تحصیل به زبان مادری شد.

برخی از تحریفات تاریخی صورت گرفته علیه ترکان ایران :

- حذف کلی و یا بی‌توجهی عمدی به تاریخ حکومت‌های ترک از قبیل :

- دولت سبکری (این دولت مدّت‌ها قبل از غزنویان در مناطق مرکزی ایران به پایتختی شیراز تشکیل شده‌بود؛ در تاریخ‌های امروزی اثری از آن نمی‌بینیم!)،

- امپراتوری گؤک ‌ترک (برای تحریف این امپراتوری از آن با عنوان خاقانات شمال شرقی چین (!) و یا اتحادیه‌ای از قبایل (!) نام برده می‌شود!)،

- دولت خزر (مقارن با اواخر دولت ساسانی تشکیل شد و چند صد سال دوام آورد و مدت‌ها بخش بزرگی از آذربایجان را تحت کنترل داشت؛ این دولت نیز مشمول سانسورهای بی ‌دریغ معاصر گردیده‌است!)،

- هون ‌های سفید یا هیاطله (این حکومت در شرق ایران ساسانی تشکیل شده ‌بود و مدت‌ها دولت ساسانی را خراج گزار خود نموده بود؛ با وجود اسنادی که ترک بودن هون‌ های سفید را نشان می‌دهند تاریخ ‌نویسان مغرض ایرانی آنان را آریائی قلمداد می‌کنند!)،

- ایشغوز‌ها یا همان سکاها  (قومی که پیش از تشکیل امپراتوری هخامنشی در آذربایجان ساکن شدند و مدت‌ها با آن دولت در جنگ بودند؛ آنان نیز توسط تاریخ ‌نویسان ایرانی، آریائی قلمداد می‌شوند!) و ...

آریائی فرض کردن شاهان ترک :

- خوارزمشاهیان (با وجود آن که زبان و آداب و رسوم این شاهان، ترک بودن آنان را نشان می‌دهد ولی عده‌ای از تاریخ ‌نویسان ایرانی احتمال (!) می‌دهند که آنان در اصل آریائی هستند و بعدها ویژگی‌های ترکی کسب کرده‌اند!)

- صفویان (عده‌ای از تاریخ ‌نویسان ایرانی اصرار دارند که خاندان صفوی از کردان یا تات‌ها بوده‌اند که بعدها به تشیع گرویده‌اند؛ درحالیکه تاریخ امیر تیمور گورکانی نشان می‌دهد این خاندان در آن زمان شیعه بوده‌اند!)

- خاندان سلطنتی گؤک‌ترکان (با استناد به دو لقب ادعا می‌کنند که این خاندان در اصل آریائی بوده‌اند؛ در حالی که آنان این القاب را بعد از تشکیل حکومت به تقلید از دیگر حکومت‌ها بر خود گذاشتند!) و ...

.......

 منبع : تورک ائلیم





ترکیه و روز ۳۰-ام اوت، روز پیروزی بزرگ ملت ترک

یازار :

+0 به یه ن


ترکیه و روز ۳۰-ام اوت، روز پیروزی بزرگ ملت ترک

جنگ کبیر رهایی بخش میهنی از روز ۱۵ ماه می سال ۱۹۱۹ با اشغال ازمیر از سوی یونانیها آغاز شد

روز ۳۰-ام اوت روزی است که ملت ترک، پس از کسب پیروزی بزرگ در جنگ کبیر رهایی بخش میهنی، هر ساله اقدام به جشن گرفتن ان روز عظیم کرده است. جنگ کبیر رهایی بخش میهنی از روز ۱۵ ماه می سال ۱۹۱۹ با اشغال ازمیر از سوی یونانیها آغاز شد و با عقب راندن و اخراج اشغالگران یونانی از ازمیر در روز ۹ سپتامبر سال ۱۹۲۲، با موفقیت ملت بزرگ ترک به پایان رسید.
روز ۳۰ -ام ماه اوت نیز نکته عطف این مقاومت بزرگ مردمی است، چراکه در چنین روزی از یکسو سرزمین آناتولی از لوث وجود اشغالگران یونانی پاکسازی شد و از سوی دیگر نقشه های استعماری کشورهای امپریالیستی انگلستان، فرانسه و ایتالیا نیز نقش بر اب گردید.
به این ترتیب ملت ترک توانست با دستیابی به این پیروزی کم نظیر، پایه های نخستین دولت- ملت ترک را بنیان نهد. در حقیقت این جنگ آخرین جنگ عثمانی بود که با شرکت مسلمانان ترک، کرد و عرب رخ داد و به پیروزی منتهی گردید.
البته نباید فراموش کرد که پیروزی عظیم ۳۰ اوت، به تنهایی پایان دهنده جنگ نبود بلکه این مهم به دنبال حصول به نتیجه مذاکرات ۹ ماهه صلح لوزان، از نوامبر سال ۱۹۲۲ تا جولای سال ۱۹۲۳ به دست امد. عهدنامه لوزان پس از اعلان جمهوری ترکیه در روز ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۳ مبدل به یکی از پایه های حقوقی این جمهوری گردید. به این ترتیب جنگ کبیر رهایی بخش میهنی و مذاکرات صلح لوزان که همه تحت هدایت و نظارت مصطفی کمال اتاتورک انجام گرفت اساس ترکیه نوین و امروزی را بنیان نهاد.
اکنون به ارزیابیهای پروفسور دکتر رمضان گوزن استاد دانشکده علوم سیاسی و روابط بین المللی دانشگاه مارمارای ترکیه توجه فرمایید...
آنچه که ذکر شد نشان میدهد که آرمانهای جمهوری ترکیه در خلال سالهای ۱۹۲۳-۱۹۱۹ در اثنای جنگ کبیر رهایی بخش میهنی و تحولات پس از آن شکل گرفته است که در سه سرفصل می تواند مورد بررسی قرار گیرد.
سه اصل موثر، هم در پیروزی در جنگ رهایی بخش کبیر میهنی و هم در تاسیس جمهوری ترکیه عبارتند از: نبرد نظامی، استراتژی دیپلماتیک و میسیون سیاسی.
برخی از مورخین و سیاستمداران ترک ضمن تاکید بر پیروزیهای نظامی، بر این باورند که استراتژی اساسی مصطفی کمال آتاتورک علاوه بر پیروزیهای نظامی بر پایه های دیپلماتیک و سیاسی نیز استوار بوده است. به این ترتیب که اگرچه نبرد ملت ترک در برابر انگلیسیها و فرانسویها صورت گرفته اما کارزار سیاسی و دیپلماتیک آن در برابر تمامی قدرتهای وقت جهان به منصه ظهور رسیده است.
نیروهای نظامی ترک در جنوب آناتولی در برابر اشغالگران فرانسوی و در کل در بخش غربی و مرکزی آناتولی در مقابل اشغالگران یونانی درحال نبرد بودند. در خلال بررسی این نبردها به هیچ وجه نمی توان مساعی و رایزنیهای سیاسی و دیپلماتیک را از نظر دور داشت.
آتاتورک نخست اقدام به مقابله و مهار نیروهای انگلیسی و فرانسوی نمود که به اشغالگران یونانی جسارت می بخشیدند. بگونه ایکه رهبر ترکیه ضمن انجام رایزنیهای سیاسی با انگلیسیها و فرانسویان و تشویق آنان به خاتمه دادن به جنگ، از سوی دیگر در راستای مقابله با این دو کشور اقدام به همکاری با اتحاد جماهیر شوروی نمود. بگونه ایکه توافقنامه های سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۲۱ میان ترکیه و اتحاد شوروی از نقشی بازدارنده در برابر انگلیسیها و فرانسویها برخوردار گردید.
همچنین در خلال این مدت تماسهای صورت گرفته با مردم مستعمرات انگلیس و فرانسه و بخصوص مردم مسلمان هند نباید کوچک شمرده شود. تمامی این رخدادها سبب نگرانی کشورهای مذکور گردید و راه را بر عدم ادامه حمایتشان از یونان هموار کرد.
طبعا این نوع میسیون و ویزیون سیاسی اتاتورک است که نبرد نظامی را در خلال جنگ کبیر رهایی بخش ملی مورد هدایت و رهبری قرار داده است. این رویکرد عناصری چون عدم بازگشت به امپراطوری عثمانی، غرب گرایی، مدرنیزاسیون و گسترش دمکراسی را در بطن خود داشت.
در تاسیس جمهوری ترکیه ایدئولوژی " غربی شدن به رغم مبارزه با غرب" نقش مهمی ایفاء کرد. به این ترتیب حمایتهای لندن و پاریس از آرمان "مگالی ایدا"ی یونانیها که همان پندار یونان بزرگ بود مفهومی جز ماجراجویی به همراه نیاورد.
این ایدئولوژی در میان ملت ترک از اساسی تاریخی نیز برخوردار است. این انتخاب از قرن ۱۸ میلادی به بعد در رویکردهای داخلی و خارجی امپراطوران عثمانی نیز قابل مشاهده است.
عثمانیان برای اینکه قادر به سرپا ایستادن در برابر نیروهای رو به رشد امپریالیستی در اروپا شوند دوره ها و رویکردهایی چون تنظیمات (سالهای ۱۸۲۹ الی ۱۸۷۸)، پان اسلامیزم (سالهای ۱۸۷۸ الی ۱۹۰۸) و ژون تورکها (سالهای ۱۹۰۹ الی ۱۹۱۹) را تجربه کرده اند.
هیچکدام از این سه رویکرد نتایج تعیین کننده و پیش بینی شده خود را به بار نیاورد. اما پس از جنگ جهانی اول به دنبال شکست عثمانیان، آتاتورک چهارمین رویکرد را مطرح کرد و انهم تاسیس جمهوری ترکیه براساس اصل دولت- ملت بود. این اصل برگرفته از انقلاب فرانسه و روند مدرنیزاسیون در غرب بود. همین رویکرد باعث تسهیل شدن شناسایی جمهوری ترکیه از سوی کشورهای غربی گردید.
نتیجه اینکه جشن ۳۰ اوت علاوه بر اینکه مبین یکی از پیروزیهای بزرگ نظامی در تاریخ ملت ترک است باید از زاویه سیاسی و دیپلماتیک نیز مورد بررسی قرار گیرد. ضمن اینکه اساس سیاست داخلی و خارجی ترکیه حول محور "صلح در داخل و صلح در جهان" شگل گرفته است.
در همین راستا نیروی نظامی برتر ترکیه به معنی ترس دشمنان و امنیت دوستان تعبیر می شود و به همین دلیل است که توان نظامی ترکیه فقط و فقط برای گسترش صلح مورد استفاده قرار می گیرد.

مترجم: فرزاد صمدلی





گزارش کوه پیمایی آبشار ارتکند کلات نادری

یازار :

+0 به یه ن

 


گزارش کوه پیمایی آبشار ارتکند کلات نادری بهشت گمشده

تاریخ اجرا : 11/06/94 و 12/06/94

تعداد افراد : 60 نفر

سرپرست گروه : سجادیان

تدارکات : شیرزاد  

در این پست باهم یک آبشار از جذاب‌ترین و زیباترین منطقه طبیعی شهرستان کلات نادری آبشار " ارتکند " را مرور می‌کنیم.  

کوه پیمایی و گردش علمی : طبیعت را دوست داریم، کوه و ارتفاعات و مناظر طبیعی را مظهری از قدرت خداوند در زمین می دانم. طبیعت گردی یک ورزش و یک روش و منش زندگی است. ورشی که در آن قوی ترین عضو گروه همپای ضعیف ترین فرد راه می رود، تنها ورزشی که در آن همه افراد برنده مسابقه هستند. ورزش و راهی که رقابت ندارد، به رهروانش حقوق نمی دهند و ایشان را نیازی به سوت و کف و تشویق نیست. ناجی بی منت یکدیگرند مزدشان معراج روح است و تشویق شان نوازش باد. قانون شان عشق است و قانون گذارشان معشوق، عشق به طبیعت، عشق به زندگی است و زندگی تجلی عشق است و مرگ آن جاست که عشق نیست. عشق به طبیعت، تنها ورزش ما نیست، باور ماست، زندگی ماست. به راستی که طبیعت گردی و گردشگری فقط ورزش نیست، یک روش زندگی است و در این بوته آزمایش، انسان اوج می گیرد و به قله می رسد تا از هر آن چه که در طبیعت به دست خداوند قادر آفریده شده است بهره برد و بهره رساند، طبیعت را دوست بدارد و این دوست داشتن را بین دیگران تقسیم کند.  

ارتکند بهشت گمشده : ارتکند را همانند گذشته زیبا و جذاب و دیدنی یافتیم. مسیر این بهشت گمشده را کامل و جامع خدمت دوستان عزیز معرفی می کنیم. رود اورتکند روستاهای که سررود و ارتکند می گذرد از کوه کوپه داغ سرچشمه می‌گیرد. ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱٬۴۰۰ متر و متوسط بارندگی سالیانه ۲۴۷ میلی متر است .

تفریح گاه زیبای ارتکند یکی از مناطق بکر و ییلاقی شهرستان کلات نادر است. این تفریح گاه به دلیل آبشارهای زیبا، کوه های سربه فلک کشیده و غار آبی بسیار زیبایش، مورد توجه گردشگران ایرانی و خارجی می باشد.

برای رفتن به تفرجگاه ارتکند باید به شمال شهر مشهد رفت و وارد جاده کلات نادر شد. تفرجگاه ارتکند تا شهر مشهد ۱۲۳ کیلومتر فاصله دارد که ۱۰۵ کیلو متر آن جاده اصلی کلات است و ۱۸ کیلومتر آن جاده فرعی است که از این ۱۸ کیلومتر ۷ کیلومتر آسفالت است و ۱۱ کیلومتر خاکی است. این روستا با موقعیتی میان کوهی، معتدل و خشک در مسیر دره سر رود می باشد.

مسیر ۱۰۵ کیلومتری مشهد تا اول جاده فرعی ارتکند بسیار زیبا و جذاب است. بعد از وارد شدن به جاده کلات نادر و عبور از دو راهی سد کارده در کیلومتر ۲۵ جاده به روستای محمدیه و بعد از طی ۱۰ کیلومتر دیگر به روستای گوجگی می رسیم. بعد از عبور از گردنه گوجگی و حدود ۲۵ کیلومتر راه را که دارای پیچ وخم و سربالایی و سرپایینی است طی کنیم تا به دره سر سبز "قیزلیق" قبل و بعد از تونل برسیم.

یک کیلومتر بعد از تونل قهوه خانه ای که پذیرای مسافران است در کنار مرکز پرورش ماهی قزل آلا به چشم می خورد. باید از روستاهای طاهرآ باد ترک ها و طاهر آباد کهنه و چنار عبور کنیم تا در کیلومتر ۱۰۰ به شهر زاوین برسیم، ۵ کیلومتر بعد از شهر زاوین جاده آسفالتی در سمت چپ جاده نمایان می شود که ابتدا به روستای سر رود و سپس به ارتکند می رود.  

مجتمع تفریحی، اقامتی و گردشگری باغ بهشت : در مجاورت امامزاده سید میر اسماعیل رضوی روستای سر رود قرار دارد . این مجتمع دارای امکانات اقامتی شامل ویلا و آلاچیق و امکانات تفریحی از قبیل مینی گلف، دوچرخه سواری، زمین بازی، فوتبال دستی و پینگ پنگ و ... می باشد. این مجتمع مدرن و زیبا که در باغی رویایی قرار دارد دارای یک آبشار طبیعی نیز می باشد.

در ابتدای این جاده بعد از ارتکند چند مجموعه پرورش ماهی و شالیزارهای برنج معروف و خوش عطر کلات خود نمایی می کنند.    

ارتکند بهشت گمشده : 

زمانی که وارد روستای ارتکند شدیم، پس از طی مسافتی کوتاه جاده فرعی در سمت چپ دیده می شود که از جاده اصلی جدا شده است که ابتدا به مرکز پرورش ماهی قزل آلا می رود و سپس به آبشار ارتکند. در ابتدای تفرج گاه ارتکند اردوگاهی بنام اردوگاه فرهنگی حضرت مهدی (ع) احداث شده که دارای امکانات خوبی است.

 

" اردوگاه حضرت مهدی(عج) ارتکند "  

در سمت چپ تفرج گاه فرهنگی " اردوگاه حضرت مهدی (عج) " دره آبشار ارتکند و خانه زو و در سمت راست آن دره درخت کال و قره داغ قرار دارد به طوری که مسیر اصلی، از سمت چپ این اردوگاه و از میان رودخانه و درختان به سمت آبشار ارتکند پیش می رود که در ابتدای این مسیر دره با عرض کم و درختان انبوه مشاهده می شود. در حاشیه چپ آن رودخانه ای با آبشارهایی زیبا به چشم می خورد. 

" جنگل و رود خانه ارتکند "    

پس از طی مسافتی از داخل رود خانه ارتکند و عبور از میان درختان انبوه به چشمه پر آب بنام چشمه سلطان محمود می رسیم که از ارتفاع چند متری و از دل کوه می جوشد. قسمتی از آب این چشمه با لوله به محل اردوگاه فرهنگی هدایت می شود.  

 

" محدوده چشمه سلطان محمود ارتکند " 

بناچار در این فاصله باید تا به زانو به آب زد و از داخل رود خانه عبور کرد و در نهایت مسیر به منطقه بازی می رسد که « خانه زو » نامیده می شود و در میان آن رودخانه ای به آرامی در جریان است. چندین خانه عشایری در سمت چپ و راست دره به چشم می خورد و معمولا در این منطقه علف زارهای بلند و پوشش پراکنده درختان آرچه یا اورس دیده می شود که در فصول بهار و تابستان مورد استفاده دام داران قرار می گیرد.   

" خانه زو  ارتکند " 

تونلی غارمانند ارتکند : از سمت چپ دره  خانه زو و از کنار خانه های عشایری مسیر را ادامه می دهیم تا به انتهای دره که تنگ تر شده است برسیم. بعد از طی مسافتی کوتاه به تونلی غار مانند می رسیم که آب رودخانه از یک طرف آن وارد و از سمت دیگر خارج می شود. در داخل این غار کوچک آب زلال و سرد در حوضچه هایی جمع می شود و رفتن به داخل آن که خطری هم ندارد، بسیار لذت بخش است. طول این تونل غار مانند حدود ۱۵ متر است. در انتهای آن آب از ارتفاعی حدود ۱۰ متری به پایین می ریزد. این آبشار نسبتا مرتفع که از میان کوه های سر سبز ارتکند به پایین می غلتد چشم اندازی بدیع و شگرف را به وجود آورده است

" دهانه ورودی تونل و غار آبی ارتکند " 

در داخل غار آبی هوا بسیار خنک است و رفتن و ماندن در زیر آبشار لذتی دارد وصف ناپذیر. آبشار اول در انتهای غاری 10 متری واقع است که در کنار صخره ای لزج و خیس واقع است. برای ادامه دادن مسیر از داخل غار و رسیدن به آبشار باید با فنون اولیه سنگنوردی آشنا بوده و با استفاده از لوازم فنی کنار آن بالا رفت.  

در کنار غار آبی نردبان هایی در دو ردیف نصب شده است که برای ورود مجدد به رودخانه باید از آن ها بالا رفت در انتهای نردبانها به آبشار اول می رسیم 

" نردبانهای آبشار ارتکند "

در ادامه مسیر خانه زو  پس از طی یک سربالایی دو باره دره باریک شده و در سمت راست آن تونل پر آب همراه با آبشار کوچک اما زیبا به چشم می خورد. آب آبشار اول از ارتفاعی حدود ۱۰ متر از سمت راست و انتهای غار به پایین می ریزد و وارد خار می شود و سه طرف آن را دیواره های سنگی احاطه کرده اند.  

" آبشار اول ارتکند "  

همچنانکه در امتداد رود خانه و به سمت بالای آن حرکت می کنیم بعد از آبشار اول آب شفاف تر و دره باریک تر می شود و کم کم علف های بلند و درختان انبوه حالتی نیمه جنگلی را بوجود می آورند.  

آبشار دوم که بلندتر و در حدود 35 متر می باشد، در انتهای دره ای باریک وجود دارد. در کنار این آبشار از طریق مسیر رول کوبی شده و یا تنوره کنار آن می توان به بالای آبشار و بکرترین منطقه آن رسید که البته کار هر کسی نیست

 " آبشار دوم ارتکند "

از سمت چپ قسمت انتهایی مسیر را ادامه می دهیم و پس از عبور کردن از مسیری باریک به دیواره های سنگی بلند واقع در ۲ طرف آبشار می رسیم که این آبشار ۱۰ متر ارتفاع دارد و به شکل کلاهک بوده که دیواره های سنگی بسیار زیبا و پوشیده از آب آن را احاطه کرده اند و آب از همه طرف به شکل های مختلف از دل سنگ بیرون آمده و به رودخانه جاری می شود.   

قله قره داغ : مسیر دره اصلی با شیب تند و عمق زیاد، خود را تا گذرگاه قله قره داغ (بلندترین ارتفاع منطقه) بالا می کشد و ارتفاع قله تا کف دره حدود ۱۰۰۰ متر می رسد که این دره به صورت چین دار، صخره ای، مرتفع و با درختان منفرد آرچه یا اورس خودنمایی می کند.  

 

" قره داغ ارتکند "

در خور ذکر است که وجه تسمیه خانه زو نیز از همین قسمت که سرچشمه رود است، گرفته شده و ادامه مسیر بعد از آبشار بدون کار فنی امکان پذیر نمی باشد

زمان طی شده از اردوگاه تا محل آبشار در حدود دو ساعت می باشد و مسیر برگشت از آبشار همان مسیر طی شده در رفت است که طبیعتا در سراشیبی در زمان کمتری حدود یک ساعت طی می شود. این منطقه به دلیل ارتفاعات و ناهمواری های طبیعی همواره مورد علاقه ورزش کاران و کوهنوردان می باشد.